Wednesday 25 April 2018 / چهارشنبه 5 ارديبهشت 1397

جستجو

P7a

AndishehTV

  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5


يكي از بيماريهاي اجتماعي جامعه ايران، عرب زدگي است . اين سرطان بدخيم كه در ذات خود دشمن فرهنگ و انديشه إيراني است انچنان در تن و روان جامعه إيراني ريشه دوانده كه اين جامعه بيمار ديگر به ان عادت كرده و اين بيماري كشنده را بخشي از هويت بيمار و التقاطي خود كرده است. هرچند كه اين بيماري عرب زدگي به گونه خفيف تري با نام سرياني زدگي از دوران ساسانيان در فرهنگ إيراني وجود داشت و همانوقت بود كه هزوارش هاي سرياني به ادب پهلوي راه يافتند اما شدت اين بيماري در زمان ساسانيان به هيچ وجه چندان شديد نبود كه هويت إيراني را تهديد كند.


انچه كه پس از حمله اعراب وحشي مسلمان به ايران زمين رخ داد افزون بر جنبه هاي تراژيكش چون نسل كشي و جنوسايد صد ها هزار نفر از زن و مرد و پير و جوان و به بردگي و كنيزي و غلامي و غلماني جنسي بردن بيش از سيصد هزار زن و دختر و پسر بچه كوچك إيراني و فروش انها در بازار مدينه و سوزاندن بيش از يك ميليون نسخه از كتابهاي باستاني ايران به زبانهاي اوستايي و پهلوي در كتابخانه هاي دانشگاه هاي گندي شاپور و دانشگاه اكباتان و كتابخانه هاي مرو و بلخ و سمرقند و بخارا، تاثيرات هويتي و تمدني بود كه اين بدوان تازه به دوران رسيده روي كشور ايران و ديگر كشورهاي اشغالي خود گذاشتند كه تا امروز نيز باقي است.
هرچند ايران مانند ديگر بخشهاي خاورميانه و مصر عرب و عرب زبان نشد اما بشدت تا به امروز عرب زده است. عرب زدگي و عرب مابي و عرب دوستي تنها مخصوص "سيدها" در ايران نيست كه به دروغ و خلاف تمام أصول علم ژنتيك براي خود اصل عربي قائلند، و وقيحانه و بيشرمانه و نژادپرستانه خود را " سيد" يا " اقا" ي ايرانيان مي نامند، و براي خود اشكارا برتري نژادي قائلند، بلكه شامل گروه زيادي از مردمان ساده دل و ساده لوح إيراني نيز مي شود كه تا به امروز اوردن واژگان عربي با تلفظ عربي و إملاي عربي را باعث افتخارشان مي دانند و نا اگاهانه زبان عربي را كه تا به امروز بيشترين اواها و صداها ي حلقي را دارد كه به نظر بسياري از دانشمندان برجسته از جمله ذبيح بهروز و زبانشناسان آلماني نشان از شباهت اين زبان به گفتار جانوران است را زباني كامل مي دانند! لازم به ذكر است كه زبانهاي انساني بيشتر زبان و لب را براي تلفظ اواها به كار مي برند و جانوران از حلق خود صدا در مي اورند.
بر أساس تحقيقات بسياري از دانشمندان از جمله استادان فريدون جنيدي و داعي الإسلام، بسياري از واژگان عربي ريشه سنسكريت و اوستايي دارند كه نشانه از عدم اصالت اين زبان بدوي است. بر أساس نظريه استاد ذبيح بهروز واژگان عربي در واقع تلفظ غلط و معرب واژگان سنسكريت است گويا كه فردي كه توانايي إدراكي پاييني داشته است واژگان سنسكريت را شنيده است و انها را چون عقب ماندگان ذهني غلط و از ته حلق تلفظ كرده است.
اين زبان عقب مانده كه الفباي عقب مانده تري هم دارد كه براي مصوت ها هيچ علامتي ندارد و شما براي نمونه اگر بخواهيد يك واژه ساده را به يك كودك يا به يك خارجي بياموزيد چندين و چند گونه مي توان يك كلمه را خواند و اخر سر يا ان كودك با مغزي غير منطقي بار مي ايد و يا ان خارجي از خير سر اموزش چنين الفبا ي غير منطقي خواهد گذشت.
براي نمونه واژه " عر" را در اين الفباي ناقص مي توان به گونه هاي زير تلفظ كرد و نواموز اين زبان غير منطقي را بسيار گيج خواهد كرد:
Ar,Or,Er,Ara,Aro,Are,Ora,Ore,Oro,Era,Ere,Ero Èra,Ère,Èro
افزون بر زبان حلقي بدوي و بد اهنگ، الفباي غير منطقي عربي كه اموزش ان تنها از طريق حافظه و تكرار است و نه منطق و تحليل، ضريب هوشي و متوسط هوش سخنوران به اين زبان يا نويسندگان به اين الفبا را كه اكثريت خاورميانه و شمال افريقا را تشكيل مي دهند بشدت كاهش داده است.
كاربرد اين الفباي غير منطقي براي زبان پارسي حتا غير منطقي تر است از كاربرد ان براي زبان عربي. براي نمونه اگر اعراب ، "ز" و "ذ" و "ض" و "ظ" دارند براي انست كه چهار تلفظ گوناگون از اين حروف در زبان انها وجود دارد، حال براي چه يك إيراني كه همه اين چهار حرف را در دستگاه أوايي زبان دري به يك گونه تلفظ مي كند بايد انها را به چهار گونه مختلف بنويسد؟
در وامگيري واژگان ميهمان از زبانهاي ديگر بايد انها را با دستگاه اوايي زبان ميزبان تطبيق داد. اين كاري است كه خود اعراب با معرب كردن واژگان انجام مي دهند و زبانهاي اروپايي نيز واژگان ميهمان را تغيير مي دهند . حتا در زبان تركي نيز براي نمونه به جاي اسم خاص " محمد" ، "مهمت" را به كار مي برند اما جامعه عرب زده إيراني إصرار متعصبانه و خشك و بي منطقي دارد كه واژگان عربي ميهمان بايد به إملاي عربي و خط عربي و حتا تلفظ عربي ، نوشته و خوانده شوند و از نمونه هاي مضحك ان تلفظ غليظ " ح" در " الرحمن و الرحيم" مسلمانان و عرب زدگان إيراني است.
با توجه به انچه گفته شد تغيير خط زبان پارسي دري به خطي منطقي بويژه بر پايه تحقيقات استاد ذبيح بهروز بايد در اولويت فرهنگ إيراني براي مقابله با عرب زدگي باشد. هرچند كه خط عربي خود تقليد ناقصي از خط پهلوي است اما اين خط امروزه چنان با هويت عربي ادغام شده كه ايرانيان براي حفظ هويت مستقل خود بايد از حوزه اين خط ناقص و عقب افتاده و غير علمي و نامناسب براي زبانهاي هند و اروپايي از جمله دري، خارج شوند.

مساله ديگر كه حكايت از عرب زدگي شديد مسلمانان غير عرب و از جمله إيراني است، به جا اوردن مناسك مذهبي إسلامي به زبان عربي است. تمامي دعاها و نماز ها و قران بايد به زبان دري ترجمه شوند و از اسلام بايد عرب زدايي جدي صورت بگيرد چه اينكه يك مسيحي در انگلستان إنجيل را به زبان انگليسي مي خواند نه به زبان عبري يا حتا يوناني. زبان خدا زبان دلهاست و نبايد از اعتقادات و احساسات باورمندان به فلان مذهب براي نفوذ فرهنگ و زبان عربي سوء استفاده كرد.
همچنين جامعه إيراني نبايد اجازه دهد كه افرادي كه هويت عربي دارند و بويژه متولدين عراق به پستهاي بالاي سياسي و اقتصادي و قضايي و قانونگذاري در ايران برسند. چنين افرادي مهر به ايران ندارند و براي منافع ايران كار نخواهند كرد و دائم به فرهنگ و هويت إيراني بويژه فرهنگ و هويت ايران باستان حمله خواهند كرد.
جامعه إيراني همچنين بايد تكليف خود را درباره مسائل زير با كشورهاي عربي مشخص كند. از جمله با هشدار هاي جدي به كشورهاي عربي جلوي تحريف نام خليج فارس را بگيرد، ادعاهاي انها درباره جزاير سه گانه و خوزستان را در نطفه خفه كند و نام درياي عرب را به نام كهن ان يا درياي پارس تغيير دهد و از استقلال ايرانيان كرد در كردستان اشغالي عراق از كشور عربي عراق حمايت كند.
همچنين براي حفظ هويت مستقل زبان پارسي بايد واژگان عربي به حداكثر بيست درصد واژگان اين زبان كاهش داده شوند و به جاي انها از واژگاني با ريشه هاي هماهنگ با هويت هند و اروپايي زبان دري استفاده شود. گنجينه عظيمي از واژگان اوستايي و پهلوي و سنسكريت و لاتين و ديگر زبانهاي باستاني هندو اروپايي موجود است كه به راحتي مي توان انها را جايگزين واژگان بد آوا و غير مناسب عربي براي زبان دري كرد. البته اين پروژه أي زمانبرخواهد بود و مانند تغيير خط آسان نخواهد بود اما شدني است و جوامع بسياري از جمله يهوديان چنين تجربه هايي در زنده كردن زبان و خط مخصوص به خود را داشته اند. و تازه انها همه چيز را از صفر شروع كردند حال انكه زبان دري هنوز باقي است و تنها بايد انرا از واژگان عربي و بويژه از دستور زبان عربي پاك كرد. همچنين تكنولوژي هاي نوين بويژه تكنولوژي اطلاعات و كامپيوتر و چاپ ديجيتال، كار تعويض خط را بسيار آسان كرده اند و سرعت انرا بطرز باور نكردني بالا برده اند. هرچند كه بايد اين كار توسط زبانشناسان و كارشناسان انجام پذيرد و از پژوهشهاي گسترده ذبيح بهروز و نويسنده اين مقاله در اين پروسه استفاده شود.
به هر روي عرب مابي و عرب زدگي براي حفظ هويت مستقل ملي ايران بايد به يك ضد ارزش در جامعه تبديل شود و مهمترين راه هاي مقابله با ان شامل اما نه محدود به تغيير خط، پيرايش زبان از واژگان عربي، عرب زدايي از اسلام ، حكومت ملي، سياست خارجي و داخلي ملي، حمايت از عناصر تمدن إيراني در كشورهاي عربي و حذف عنوانها يي مانند "سيد" كه بوي نژادپرستي عربي مي دهد و به برتري و آقايي خود و گذشته عربي اتباع ايران اشاره دارد، مي باشد. همچنين بايد به اين نكته توجه داشت كه مخالفان عرب زدايي از فرهنگ إيراني كه همگي خود عرب تبارند، مظلوم نمايي خواهند كرد و ان را با عرب ستيزي عمدا خلط مي كنند . بايد متوجه اين نكته ظريف بود كه عرب زدايي با عرب ستيزي تفاوت دارد. عرب زدايي از فرهنگ إيراني ان چيزي است كه براي حفظ هويت مستقل ملي فرهنگ و تمدن إيراني لازم است و با عرب ستيزي تفاوت دارد، ايرانيان هيچگاه عرب ستيز نبوده اند و برعكس بايد گفت هيچ ملتي در طول تاريخ نژادپرست تر و زورگو تر و بي منطق تر از اعراب در طول تاريخ نبوده است . كشتار و نسل كشي ايرانيان باستان، به كنيزي و بردگي جنسي بردن صد ها هزار تن از زنان و پسر بچه هاي إيراني، ناميدن ايرانيان با نامهايي چون "موالي" به معني بندگان يا "عجم" به مفهوم گنگ و زبان بسته و ناميدن خود تحت عنوان "سيد" يا اقاي ايرانيان كه تا به امروز نيز ادامه دارد نمونه هايي از نژاد پرستي اعراب است. هرچند كه سخن درباره قتل عام و جنوسايد ايرانيان كرد به دست اعراب و جنگ هشت ساله يا به قول صدام، قادسيه دوم و كشتار و معلول كردن ميليونها إيراني ، اشغال بحرين، تلاش براي اشغال سه جزيره إيراني خليج فارس و تلاش براي تجزيه خوزستان و تغيير نام خليج فارس از گنجايش اين مقاله بيرون است اما بخوبي نشان از إيراني ستيزي و نژادپرستي اعراب دارد كه تا كنون ادامه دارد.
بديهي است تا زماني كه ملت ايران به عنوان بزرگترين ملت بي حكومت ملي در جهان است راه مقابله با نژادپرستي عربي ، و عرب زدايي از فرهنگ إيراني امكان عملي شدن در جامعه را نخواهند داشت.