Thursday 18 January 2018 / پنجشنبه 28 دي 1396

جستجو

P7a

AndishehTV

  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

نابودي طبقه نخبگان واقعي كشور در جريان انقلاب اسلامي و عدم وجود انديشكده هاي مستقلي كه منافع ملي و تمدني ايران و ايراني را در نظر داشته باشند، سبب شده است كه كشور ايران و تمدن إيراني سرگشته و حيران حتا منافع خود را نيز تشخيص ندهد و هر روز گام به گام تن به سختي بيمارش را بسوي مرگ و نابودي كامل روان كند. اشغال تمامي پستهاي عالي سياسي و قضائي و قانونگذاري ايران به دست متولدين عراق يا عرب دوستان و عرب زدگان و مهم نبودن منافع ملي و تمدني ايران براي انها از سويي و نبودن انديشكده هاي ملي سبب شده كه تريبون ملي گرايي إيراني به دست مرتجعين سفيدي بيفتد كه با مدرنيته مخالفند و با عدم تمركز كور كورانه و مرتجعانه مخالفت مي كنند و أوج هنرشان اين است كه به جاي انديشه ارتجاعي و فناتيسم ولايت مطلقه فقيه، انديشه ارتجاعي ديگري چون فر ايزدي را جايگزين كنند! ضريب هوشي كم و زمينه تحصيلي نا مرتبط اين مهندسان و دندانپزشكان فيلسوف و جامعه شناس شده باعث ان شده كه ملت ايران را بازيچه انديشه هاي ناپخته و تعصبات ابلهانه و احساساتي خود كنند و غير مسولانه با سرنوشت ملتي بازي كنند.



يكي از مسائل مهمي كه در خاورميانه در حال رويدادن است و تنها تعداد كمي از روشنفكران و ژرف انديشان إيراني متوجه اهميت ان شده اند و انرا به درستي تجزيه و تحليل كرده اند، مساله استقلال كردستان عراق است. نويسنده اين مقاله به عنوان بنيانگذار مكتب ايران زمين هرچند در مانيفست اين مكتب فكري به اين مساله و أمثال ان پرداخته است اما برخي موضع گيريهاي مقامهاي متولد عراق يا عراقي تبار و يا تنها عرب زدگان و مرتجعين سفيد و سياه و سرخ إيراني درباره اين رويداد نويسنده را واداشته است تا اين مساله را به گونه ويژه بررسي كند.
نژادپرستي عربي و تعصب عربي كه در پوشش انديشه إسلامي ايران زمين را اشغال كرده است مي رود تا با تحريك برخي از ايرانيان ساده انديش، احساساتي و نا اشنا به علوم استراتژيك جنگ برادر كشي ميان ايرانيان بر پا كرده و ارتش و سپاه و بسيج ايران را براي حفظ تماميت عرضي كشور عربي عراق به جان ايرانيان كرد در كردستان اشغالي در عراق بيندازد. اين ناسيوناليسم عربي كه چهاردهه است تحت پوشش انديشه هاي إسلامي از تمامي دولت هاي غير إسلامي عربي دفاع كرده است و تمامي ثروت ملي و نيروي انساني و حيثيت و اعتبار كشور ايران را خرج كشور هاي عرب با دولت هاي غير إسلامي كرده است اينك براي حفظ تماميت ارضي سرزمين پدري خود يعني عراق حاضر به قرباني كردن ايرانيان كرد در كردستان اشغالي در عراق است همانگونه كه كل ملت ايران را فداي منافع دولتهاي عربي كرده است. جالب انكه اين ناسيوناليسم عربي اشغال كننده ايران تحت پوشش اسلام، اسلام و ولايت فقيهش را تنها براي ايران مي خواهد نه براي سوريه بعثي و نه حتا براي عراق سكولار!

ناسيوناليسم عربي كه در ذات خود يهود ستيز است هر گونه اشتراك منافع ايران با إسرائيل در منطقه مانند استقلال كردستان عراق را به بهانه انكه توطئه إسرائيل است نفي مي كند اما از جنگ هشت ساله و قادسيه دومي كه كشور عربي عراق و تمام متحدان عربش به ايران تحميل كردند نه نامي مي برد و نه از صدها ميليارد دلار عربستان سعودي خرج شده براي صدام نه از سربازان مصري و عراقي متجاوز به دختران و مادران إيراني مقابل چشمان هم در استاديوم خرمشهر ونه از ميليونها جانباخته و جانباز إيراني در اين قادسيه دوم و نه از هزاران ميليارد دلار غرامت جنگي كه عراق بايد به ايران بپردازد.
بي شك و به گفته اكثر كارشناسان بي غرض علوم استراتژيك استقلال كردستان عراق به نفع منافع ملي و تمدني ايران است و يكي از مستعد ترين كشورهاي همسايه ايران براي دشمني و حمله به ايران را به دو كشور ضعيف تر تقسيم خواهد كرد تا ايران ديگر شاهد قادسيه سومي نباشد. از سويي ديگر با به وجود اوردن اقماري از كشورهاي إيراني تبار اما ضعيف تر از ايران ، در اطراف ايران عمق نفوذ استراتژيك كشور ايران را نيز گسترش خواهد داد و يا دست كم مناطق حائل يا مناطق بافر را در اطراف ايران گسترش مي دهد كه در كل امنيت ملي كشور ايران را تقويت خواهد كرد و از اينرو و در اين مورد ايران با إسرائيل اشتراك منافع دارد. از سويي ديگر مسير مستقلي براي انتقال گاز ايران به اروپا و از راه درياي مديترانه إيجاد مي كند كه تحت نفوذ روسيه يا تركيه نباشد و با انها رقابت كند. همچنين با فشار بردولت مستقل كردستان مي توان به راحتي جدايي خواهان كرد إيراني را نيز كنترل كرد و كشوري خواهد بود كه اينگونه افراد به انجا بروند و بدين گونه تيره كرد در ايران جزيي از ملت واحد ايران خواهد بود ولي همزمان ملت كرد در كردستان استقلال يافته عراق ، كشور خود را خواهد داشت.
هرچند كه كشور كردستان در شمال عراق بيش از بيست سال است كه عملا وجود دارد اما ايران بايد نخستين كشوري باشد كه در صورت اعلان استقلال اين منطقه از عراق، استقلالش را به رسميت بشناسد همانگونه كه به درستي استقلال اذربايجان و ارمنستان و تركمنستان از شوروي را به رسميت شناخت و امروزه ديگر با غولي مانند شوروي يا روسيه امروزي مرز خاكي ندارد و امنيت خاكي اش بيش از پيش تأمين شده است.

همچنين همانگونه كه امروز نيز إقليم كردستان محلي براي صادرات كالاهاي إيراني است، در اينده نيز با اتحاديه هاي اقتصادي و سياسي و نظامي و امنيتي بلوكي از كشورهاي تمدن إيراني به همراه تاجيكستان و أفغانستان و ... بوجود خواهد امد كه تمدن إيراني را در كل نيرومند تر و ماهيت انرا متنوع تر خواهد ساخت كه نويسنده اين مقاله انرا در مانيفست مكتب ايران زمين يا ناسيوناليسم مدرن إيراني از ديدگاه تمدني توضيح داده است.
اما اين رويداد كه با يك واكنش مناسب و خردمندانه از جانب ايران مي تواند به يك پيامد فرخنده بيانجامد با يك واكنش نامناسب و غلط از جانب ايران مي تواند پيامد وحشتناكي براي ايران داشته باشد و حتا به جدايي كردستان ايران از ايران نيز ختم شود. اگر پس از استقلال إقليم كردستان، ايران مرزهاي خود را بر روي كردستان ببندد و استقلال كردستان را به رسميت نشناسد انگاه إقليم كردستان پايگاهي براي استقلال طلبان كردستان ايران نيز خواهد شد و سالها جنگ خونين درون تمدني و برادر كشي را به ايران تحميل خواهد كرد. همچنين إقليم كردستان را به سمت اتحاد با إسرائيل و احتمالا تركيه سوق خواهد داد و اتحاد كشورهاي إيراني تبار و كشورهاي تمدن إيراني به رؤيايي بدل خواهد شد وكشور ايران نيز حوزه نفوذ و عمق استراتژيك و مناطق حائل خود را از دست خواهد داد و امنيت ملي ايران از جانب مرزهاي غربي به شدت شكننده خواهد شد.
افزون بر بحثهاي منافع ملي و تمدني و استراتژيك كه در بالا امد، از نقطه نظر شرافت تاريخي نيز، با عدم به رسميت شناختن استقلال اقليم كردستان، ايران يك تيره إيراني را قرباني خواهد كرد كه اين از شرافت تاريخي ايران بدور است و در دوره أي كه تركيه أي ها با نظريه هاي نئو عثمانيسم و اعراب با ساز و كارهايي چون ناتو عربي از هم تبارهاي خود حمايت و دفاع مي كنند، ايران سبكسرانه و كوته بينانه به شرافت تاريخي و منافع ملي و تمدني خود خيانت خواهد كرد، خيانتي كه از جانب چهل ميليون كرد در خاورميانه فراموش نخواهد شد.
هر چند كه دل ايرانيان راستين با استقلال إقليم كردستان است، اما ناسيوناليسم عربي كه در پوشش انديشه إسلامي ايران را اشغال كرده است يا اگاهانه و مستقيما از طريق مقامات عراقي زاده جمهوري إسلامي ويا از طريق به ظاهر ملي گرايان مزدور جمهوري إسلامي دل در دشمني با إقليم كردستان دارد و مي كوشد اين رويداد را كه مي تواند پيامد فرخنده أي براي كشور ايران و تمدن إيراني داشته باشد را به رويدادي با پيامد ي مخرب براي ايران و منطقه تبديل كند. اينجاست كه بايد بر اين نكته تأكيد شود كه واكنش به اين رويداد از خود اين رويداد مهمتر است و اين واكنش ايران است كه پيامد هاي انرا شكل مي دهد.